تبليغاتX
رویای شب بارانی...


رویای شب بارانی...

اگر در خواب می دیدم غم روز جدایی را... به دل هرگز نمی دادم خیال آشنایی را...

۱۰ ثانیه تا انتها

پایانی بی سرو صدا

بی خبر از هر شب و روز

منو ۱ شمع نیمه سوز

یکی گذشت از ثانیه

۹ تای دیگه باقیه

ای کاش تو لحظه ای که رفت

می دیدمش ۱ بار دیگه

اون دور بودو تو حسرت

ثانیه ها که می گذشت

ای کاش تو این ۱ ثانیه

می بودنش نمی گذشت

ساعت میگه ۲ ثانیه

۸ تای دیگه باقیه

۱ عمر نشستم منتظر

کی میگه اینا بازیییه ؟!

فقیر بودن جرم منه

عاشق بودن تنها گنام

۱ عمری چشم به در بودم

این آخرا هم چشم به راه

ساعت بازم بهم میگه

۳ ثانیه رفته دیگه

خبر داری چه زود گذشت

مونده فقط ۷ ثانیه

هی با خودم گفتم میاد

امیدتو ندی به باد

داد می زدم پس کی میاد

کسی جوابمو نداد

من موندمو ۲ ثانیه

ازم فقط این باقیه

ثانیه پشت سر هم

رفتن تا ۶ شد ۷ و ۸

لحظه تو گوشام داد می زد

۸ ثانیه ازت گذشت

من موندمو ۲ ثانیه

ازم فقط این باقیه

هنوز نشستم منتظر

چشم امیدم ساقیه

آه ای خنک باد سحر

واسش ببر تو این خبر

بگو که من تا آخرین

خیره بودم چشام به در

ثانیه نهم که رفت

مونده فقط ۱ ثانیه

سرت سلامت نازنین

از من ۱ لحظه باقیه

قسمت نشد ببینمت

شاید که لایق نبودم

منتظرت موندم ۱ وفت

نگی که عاشق نبودم

ثانیه ۱۰ گل یاس

راحت شدم دیگه خلاص

آزاد شدم میام پیشت

بی واهمه بی هیچ هراس

قشنگ ترین ثانیه ها

این ۱۰ تا بود که زود گذشت

رویای شیرین بود اونا

چون با خیال...

چون با خیال تو گذشششت!!!

 

| | خودم! | |

سلام

حال من خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند...

با این همه اگر عمری باقی بود

طوری از کنار زندگی می گذرم

که نه دل کسی در سینه بلرزد

و نه این دل ناماندگار بی درمانم...

تا یادم نرفته است بنویسم:

دیشب در حوالی خواب هایم

سال پر بارانی بود...

خواب باران و پاییز نیامده را دیدم

 

 

دعا کردم که بیایی

با من کنار پنجره بمانی

باران ببارد

اما دریغ که رفتن

راز غریب این زندگیست

رفتی پیش از آن که باران ببارد...

می دانم

دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است!

| | خودم! | |

 

 

قلم که به دست میگیرم تا برای آرزوهایم خط خطی کنم

آغاز از تو نوشتنم میشود دلتنگی و دلتنگی و دلتنگی

قلم میلغزد و مرا میبرد به خاکستری دنیای تو

به قلب دلنوشته که میرسم میبینم کاغذم پرشده از ابرهای سیاهی

که دارد بارانی میکند بغض سکوتم را

همیشه رسم نوشتنم همین بوده

ولی هنوز یک چیز را نفهمیده ام

اینکه چرا همه نوشته هایم باید ....؟!

بگذریم!!!

 

 

سکوتی شنیدنی

آنچنان مهیب

که گاه

صدای ترک خوردن حباب های بی تابی

به گوش می رسد

و من و تو

ویک دریا ناگفتنی...!

دیگه مهم نیست کی ام

یا....

؟

| | خودم! | |

پرسید : به خاطر کی زنده ای؟

با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو ...

گفتم : به خاطر هیچ کس!

پرسید : به خاطر چی زنده ای؟

با اینکه دلم میخواست داد بزنم به خاطر دل تو ...

گفتم : به خاطر هیچ چیز!

پرسیدم : تو به خاطر چی زنده ای؟

در حالیکه اشک تو چشماش جمع شده بود گفت :

.

.

.

به خاطر کسی که به خاطر هیچ چیز زنده است ...!

 

  

| | خودم! | |

شب عفو است و محتاج دعایم

ز عمق دل دعایی کن برایم

اگر امشب به معشوقت رسیدی

خدا را در میان اشک دیدی

کمی هم نزد او یادی ز ما کن

کمی هم جای ما او را صدا کن

بگو یا رب فلانی رو سیاهست

دو دستش خالی و غرق گناه است

بگو یا رب تویی دریای جوشان

در این شب رحمتت بر وی بنوشان

 

 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netالتماس دعاتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

   

 

| | خودم! | |

سر کلاس ادبیات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن :

رفتم ... رفتی ... رفت ...

ساکت میشم و می خندم اما خنده ای تلخ ؟!

استاد داد می زنه : خوب بعد ؟

ادامه بده و من میگم : رفت ... رفت ... رفت ...

رفت و دلمو شکست ... غم رو دلم نشست ... رفت و شادیم بمرد ... شور از دلم ببرد ...

رفت ... رفت ... رفت ... و من می خندم و میگم :

 

خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است

                                   کارم از گریه گذشته بر آن می خندم   

 

                                               

 

| | خودم! | |

هر شب که آخرین عابر هم از کوچه پس کوچه های شهر به خانه می خزد

و آخرین چراغ هم خاموش می شود...

یاد  تو زیر پوست تنم جوانه می زند و خاطرات مرا سرسبز می کند.

چنان بی تاب می شوم که دلم برای لحظه دیدار

بی صبر و بی قرار می شود.

گوش کن! تیک تاک ساعت آمدن و رفتن ثانیه ها را خبر می دهد.

چه بی درنگ می آیند و چه پرشتاب می روند و می آیند...

تا آهسته آهسته مرا از تو دورتر سازند و می روند تا ذره ذره

گرمی این آتش افتاده به جانم را با خود ببرند

 

چه خیال باطلی!

          و چه سعی بیهوده ای!

                                از این همه کوشش بی حاصل چرا خسته نمی شود !؟!

 

 

| | خودم! | |

همه ی دنيا ... ديوار بود

ديوارهاي سنگي

ديوارهاي بلند دلتنگي

و تو را ... ديدم

و هزار پنچره بر روي من گشوده شد

هر پنچره هزار فصل بود

که مرا با آن سوي ديوار آشتي مي داد

هر پنچره هزار خاطره بود

که مرا با خودم آشتي مي داد

تو رفتي ، و تمام دنيا دوباره ديوار شد

اين بار ، خسته...در اين سوي ديوار نشسته

ولي با بغض هزار خاطره

از آن سوي ديوار .....

آنقدر بلندی

که دستم نمی رسد

از جیبهایت ترانه بردارم

آنقدر دوری

که نمی دانم

برای دیدنت

چند حادثه بمیرم

آنقدر پیدایی

که نمی دانم

در خواب کدام ستاره قطبی

گم ات کرده ام

با این همه

حرف "نیامدنت" که می شود

باران را ورق می زنم

که بیایی!

 

 

 

 

پ.ن:ماه خوبم ٬اگر کسی مرا خواست ، بگو رفته باران را تماشا کند ، و اگر باز اصرار کرد ،

 بگو برای دیدن طوفانها رفته است ، و اگر باز هم سماجت کرد ، بگو رفته است تا دیگر باز نگردد !!!


| | خودش! | |

با توام ای سهراب

ای به پاکی چون رود

یادته گفتی بهم...

تا شقایق هست زندگی باید کرد

نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مرد

دیگه با چی کسی رو دلخوش کرد

یادته گفتی بهم...

اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا

که مبادا ترکی برداره چینی نازک تنهایی من

اومدم آهسته نرم تر از یک پر قو

خسته از دوری راه خسته وچشم به راه

یادته گفتی بهم...

عاشقی یعنی دچار فکر کنم شدم دچار

تو خودت گفتی...

چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا باشه

آره تنها باشه یار غمها باشه

یادته می گفتی...

گاه گاهی قفسی می سازم

می فروشم به شما

تا به آواز شقایق که در آن زندانی است

دل نازک تنهایی تان تازه شود

دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه سهراب

ساحل یک نفسه

نیست که تازگی بده این دل تنهایی من

پس کجاست اون قفس شقایقت

منو با خودت ببر به قایقت

راست می گفتی

کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود

آره ای کاش دلشان شیدا بود

من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب

تو خودت گفتی بهم...

 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netبهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است...تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

 

| | خودم! | |

 

مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ی آسمان به تماشا بنشینم و با کدام واژه عشق را معنا کنم؟

 بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند. کیفر شکستن دل من

چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است  . . .

باور کن من به قداست گفته هایت ایمان دارم برای او که وسط قلبش اندازه ی تمام عاشقانه های

 روی زمین است .مهم نیست که تو چقدر درد میکشی!

مهم اینست که تو چقدر صبر میکنی, مهم نیست که برای تو چه اتفاقی افتاده است,

مهم اینست که تو چه تصمیمی میگیری. پس لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا!...

 نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...


ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جز انتظار آمدنت ...

 

 

| | خودش! | |

دلم می سوزه برای نامه های پست نشده گوشه طاقچه که بوی کهنگی گرفتن

برای گلهای سرخی که روی میز آروم خشک شدن

برای حرفهای نگفته ای که عمریه گوشه سینه تلمبار شدن

برای بغض های فرو خورده ای که هرگز فرصت شکستن پیدا نکردن

برای اشکهایی که تو قاب دو چشم منتظر یخ زدن

برای قلب تنهایی که غریبانه شکست

و برای سکوت سنگین خونه ای که هرگز سلام رو تجربه نکرد...!

 

| | خودم! | |

گقت: می خوام برات یه یادگاری بنویسم.

گفتم: کجا؟

گفت: رو قلبت!

گفتم: مگه می تونی؟!

گفت: آره سخت نیست... آسونه...!

گفتم: باشه بنویس تا همیشه یادگاری بمونه. یه خنجر برداشت...

گفتم: این چیه؟

گفت: هیسسس...!...! ساکت شدم.

گفتم: بنویس دیگه چرا معطلی؟

خنجر رو برداشت و با تیزی خنجر نوشت: (( دوست دارم دیووونه !))

اون رفته....... خیلی وقته.......! کجا.......؟ نمی دونم.......!

اما هتوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده.............

 

 

 

| | خودم! | |

www . night Skin . ir